الفيض الكاشاني

255

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

را كه به آن گرفتار شده‌ايم بر طرف بفرما . پس مقدار كمى راه باز شد كه نمىتوانستند بيرون روند . ديگرى گفت : خدايا من دختر عمويى داشتم و محبوبترين مردم نزد من بود و خواستم از او كام بجويم و او امتناع ورزيد و از آن رفتار يك سال در رنج بودم . پس نزد من آمد و به او صد و بيست دينار دادم مشروط بر اين كه خود را در اختيارم قرار دهد و چنان كرد تا امكان كامجويى از او را به دست آوردم امّا گفت : اى بندهء خدا تقوا پيشه كن ، بر تو حلال نيست كه مهر [ بكارت ] را بردارى مگر بر حقّ باشى . پس از نزديكى با او پرهيز كردم و با آن كه محبوبترين مردم در نزد من بود از او روى برگردانده و از طلايى كه به او داده بودم صرف نظر كردم . خدايا اگر مىدانى كه اين كار را براى رضاى تو كرده‌ام گشايشى بر اين مشكل ما قرار بده . پس تخته سنگ كنار رفت امّا نمىتوانستند بيرون آيند . نفر سوّم گفت : خدايا مىدانى كه من چند كارگر گرفتم و مزدشان را دادم جز يك مرد كه مزدش را رها كرد و رفت . پس مزدش بهره كرد تا مالهاى بسيارى شد او پس از مدّتى نزد من آمد و گفت : اى بندهء خدا مزد آن روزم را بده . گفتم : تمام اين شتر و گاو و گوسفند و بردگانى كه مىبينى مزد آن روز توست ، پس گفت : اى بندهء خدا مرا مسخره نكن . گفتم : من تو را ريشخند نمىكنم تمام آنها را گرفت و با خود برد و هيچ چيز نگذاشت . خدايا اگر اين كار را براى رضاى تو كرده‌ام گشايشى به ما بده . پس تخته سنگ كنار رفت و همه بيرون شده به راه خود رفتند » اين است فضيلت كسى كه امكان ارضاى شهوت برايش فراهم شود ولى عفّت را رعايت كند و اين تقريبا همانند كسى است كه بتواند از شهوت نگاه بگذرد ، زيرا نگاه كردن سرچشمهء زناست بنابراين حفظ آن مهّم است و از آن نظر كه گاهى آن را كوچك مىشمارند و از آن نمىترسند كار دشوارى است ، در حالى كه تمام بلاها از آن نشأت مىگيرد . پس نگاه اوّل هر گاه به قصد شهوت نباشد مؤاخذه ندارد و نگاه بار دوم مؤاخذه دارد . پيامبر ( ص ) فرمود :